واقعا کم اوردم
تو خیلی خونسردی و من رو داری دیوونه میکنی
اصلا برات مهم نیست که من دارم پر پر میزنم که زودتر تکلیفت رو با خودت و خونوادت و من مشخص کنی ...
خیلی راحت بهم میگی باید صبر کنی ... خانوادم راضی نیستن
وای خدایا ..............
حتی تصورش رو هم نمی کنه که چی به سر من میاد با این حرفش
چقدر داد و بیداد کردم اما تو میخندیدی و میگفتی چرا داری این کارا رو میکنی من بیشتر عصبانی میشدم
اگه پیشم بودی یا تو میکشتم یا خودم رو
الان هیچی ارومم نمیکنه
هیچی
یکسال طول کشید تا بله رو از خودت بگیرم
الانم 6 ماه منتظرم تا بله رو از مامانت بگیرم اما هنوزم خبری نیست و تازه میگی باید برم تلاشم رو بکنم
اینا همش برای من یعنی فحش
برات خط و نشون کشیدم که تا اخر شهریور اگه نیومدین دیگه قید منو باید بزنی...واقعا هم میرم برای همیشه و دیگه پشت سرم رو هم نگاه نمیکنم
2 ساعت از حرفامون میگذره تو رفتی باشگاه و من هنوز دارم گریه میکنم اصلا نمیدونم باید چیکار کنم واقعا میترسم واقعااا میترسم اصلا حتی تصورش هم برام وحشتناکه اگه خانوادت راضی نشن همه زندگی و اینده ام نابود میشه ...
بهونه میاری
هر روزی یه بهونه
یه روز دماغ
یه روز تهران بودن من
یه روز مشکلات مهندس
همش میگی صبر کن
اخه با صبر کردن چی معلوم میشه چی عوض میشه
میخوای چیکار میکنی که اینجوری منو معطل میکنی
کاش درست باهام حرف میزدی
کاش درست میگفتی چه خبره
کاش میدونستم الان زندگی من چه بلایی داره سرش میاد.
متین...ما را در سایت متین دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 29