خیلی خیلی وحشتناک نگرانم
یه جاهایی یه حرفایی زده میشه که با خودم میگم ای داد بیداد چی فکر میکردم چی شد 
بحث رفتن شیراز و زندگی اونجا
پس شرکت تهران چی میشه چرا هیچ کس فکر اینجا نیست...!
بحث عقد و عروسی که همش زمزمه با هم بودنش و چندماه دیگه اس...
من چه جوری تا چند ماه دیگه پول جهزیه جور کنم اخه
تو که میدونی وضعیت منو کاش هی این پیشنهاد عقد و عروسی یکی رو نمیدادی که من بریزم بهم... واقعا ناراحت میشم وقتی میبینم کسی نیست که حمایتم کنه
تعجب میکنم وقتی برخلاف همیشه که دوست داشتی 2-3 سال توعقد باشیم حالا میگی من ازخدامه هر چی زودتر عروسی کنیم 
اخه چه جوری 
احساس میکنم یه بار سنگینی رو دوشمه و کاملا تنها دارم این بار رو به دوش میکشم... 
از تنها بودن میترسم
میترسم توان تحملش رو نداشته باشم 
خدایا بهم کمک کن
همش نگران وضعیت دفتر تهران هم هستم
اما انگار جز من هیچکی حواسش به اینجا نیست
متین...ما را در سایت متین دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 51